معنی واژه تقلیح
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) دندان پاک کردن از زردی. (تاج المصادر بیهقی). پاک کردن زردی دندان و مانند آن. فی المثل عود یقلح؛ای یقنی اسنانهُ و یعالج من القلح. من باب قردت البعیر و مرضت الرجل؛ یعنی بیمار را بیمارداری کردم و کنهٔ شتر پاک کردم. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پاک کردن زردی از دندان و مانند آن. (آنندراج).