معنی تقصیر کردن

معنی تقصیر کردن

5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) کوتاهی کردن و گناه و خطا کردن. (ناظم الاطباء): تقصیر نکرد خواجه در ناواجب من در واجب چگونه تقصیر کنم.رودکی. من اندر خدمتش تقصیر کردم درخت خدمت من گشت بی بر.فرخی. نکرد رای تو تقصیر در مصالح ملک سپهر هم نکند در هوای تو تقصیر. معزی (از آنندراج). فردات برم به خرفروشان گویم خر کیست نادر و تیر و آنگه ده به چوب ده به گردن با تو که کند به چوب تقصیر.سوزنی. هیچ تقصیر در معزایش مکنید ار موافقان منید.خاقانی. به تقصیری که از حد بیش کردم خجالت را شفیع خویش کردم.نظامی. مهین بانو به درگاه جهانگیر نکرد از شرط خدمت هیچ تقصیر.نظامی. نباشد پردهٔ بیگانگی جز بال و پر صائب مکن در سوختن تقصیر اگر بال و پری داری. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «تقصیر کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید