معنی تقصیر رفتن
5 بازدید
[ تَ رَ تَ ] (مص مرکب) تقصیر افتادن. کوتاهی شدن : داری هوس کشتنم اینک سر و خنجر تقصیر اگر میرود از جانب ما نیست. سلمان (از آنندراج). در گنه کز جانب ما بود تقصیری نرفت چون در آمرزش که کار اوست تقصیری کند. خواجه پیشنماز (از آنندراج). رجوع به تقصیر و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تقصیر رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر