معنی تقریر کردن

معنی تقریر کردن

3 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) بمعنی بیان مطلب و اظهار استعمال شده و میشود. (حاشیهٔ برهان چ معین). بیان کردن. شرح کردن : و چون این فصل تقریر کرده شود و خان نشاط کند که عهد بسته آید و عده ای بستانی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۱). شک نیست که معتمدان حاجب این حال تقریر کرده باشند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۳۵). بنشین با وزیر خویش خرد رفتنت را نکو بکن تقریر.ناصرخسرو. و پیش از آنکه خیانت من تقریر کند من او را بترک امانت و تعرض و خیانت متهم گردانم... (سندبادنامه ص ۷۳). اما متعنتان در کمینند و مدعیان گوشه نشین اگر آنچه حسن سیرت تست بخلاف تقریر کنند که را مجال مقالت باشد. (گلستان). و مستمع را بسی منتظر باید بود تا او تقریر سخن کند. (گلستان). آن کس که خطای خویش بیند که رواست تقریر مکن صواب نزدش که خطاست. سعدی. با سر زلف تو مجموع پریشانی خویش کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم.حافظ. دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند پنهان خورید باده که تعزیر می کنند. حافظ (از حاشیهٔ برهان چ معین). زبان، شکسته تر است از قلم نمیدانم که شرح خود بکدامین زبان کنم تقریر. سنجر کاشی (از آنندراج). به رویی که همچشمی گل کند به مویی که تقریر سنبل کند. ملا طغرا (ایضاً). || کنایه از سخنی باشد که از آن تغلب و تصرف دیوانی ظاهر شود. (برهان) (از آنندراج): ملکهای شام را ترتیب داده یک بیک مالهای روم را تقریر کرده سربسر. امیر معزی (از آنندراج). امارت و قیادت جیوش بر قاعدهٔ اسلاف بر وی تقریر کرد و او را عمادالدوله لقب داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۱۰). رجوع به تقریر و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «تقریر کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید