معنی تقرط
5 بازدید
[ تَ قَ رْ رُ ] (ع مص) با گوشوار شدن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گوشوار در گوش کسی کردن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «تقرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر