معنی تقدیم فرمودن
5 بازدید
[ تَ فَ دَ ] (مص مرکب) پیش انداختن. مقدم داشتن. پیش داشتن کسی بر دیگری : از حقوق رعیت بر پادشاه آن است که... بهوا در مراتب، تقدیم و تأخیر نفرماید. (کلیله و دمنه). || انجام دادن. بجا آوردن : رسوم لشکرکشی و آداب سپاهداری از نوعی تقدیم فرمود که در روزنامهٔ سعادت به اسم وصیت او مورخ گشت. (کلیله و دمنه). سلطان در مقابلهٔ آن اضعاف الطاف تقدیم فرمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۹۹).
کلمات همقافیه با «تقدیم فرمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر