معنی تقدیم افتادن
4 بازدید
[ تَ اُ دَ ] (مص مرکب) در پیش ذکر کردن. مقدم شدن. پیش داشتن : و چون عزیمت در اینکار پیوست آنچه ممکن شد برای تفهیم متعلم در شرح و بسط تقدیم افتاد... (کلیله و دمنه). || انجام یافتن. بعمل آمدن. انجام گرفتن : و آنچه از جهت وی در تأسیس قواعد خلافت و تأکید مبانی ملک و دولت تقدیم افتاد... چنان مستحکم و استوار گردانید که چهارصد و اند سال بگذشت. (کلیله و دمنه). و هرچه از این ابواب در حق بنده تقدیم افتد دون حق او باشد. (سندبادنامه ص ۳۲۳). نوشته ای به مأمون محمد والی جرجانیه نوشتند تا مقدم او را مکرم دارد و به اقامت مواجب و حوایج او قیام نماید تا آنچه مقتضای رای باشد در باب او تقدیم افتد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۶۴). تا آنجا روی و مقیم باشی تا اندیشهٔ انعام در حق تو تقدیم افتد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۲۶۴). رجوع به تقدیم و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تقدیم افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر