معنی تقدیسی
3 بازدید
[ تَ ] (ص نسبی) منسوب به تقدیس. پاک و منزه. پاکیزه و مطهر: جبرئیل آمد روح همه تقدیسی کردم آبستن چون مریم بر عیسی. منوچهری. رجوع به تقدیس شود.
کلمات همقافیه با «تقدیسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر