معنی تفکر
6 بازدید
[ تَ فَ کْ کُ ] (ع مص) اندیشه کردن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (آنندراج). تأمل. (تاج العروس). اندیشیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نظر کردن و تأمل در چیزی. (از اقرب الموارد). اندیشه و فکر و تعمق. (ناظم الاطباء). تصرف دل است در معانی اشیاء بخاطر درک مطلب. (از تعریفات جرجانی). اندیشه کردن. اندیشیدن : در این تفکر بودند کآفتاب ملوک شعاع طلعت کرد از سپهر مهد اظهار. ابوحنیفهٔ اسکافی (از بیهقی چ ادیب ص ۲۷۸). حیران و دلشکسته چنین امروز از رنج و از تفکر دوشینم.ناصرخسرو. در آن تفکر مانده دلم که فردا را بگاه این شب تیره چه خواهدم زادن. مسعودسعد. و به تأمل و تفکر، محاسن این کتاب بهتر جمال داد. (کلیله و دمنه). تفکر در مناجات الهی تضرع شد به مقصودی که خواهی. نظامی (الحاقی). نمودش گر نمود آسمان است تفکرها تضرعهای جان است.نظامی (ایضاً). بی تفکر پیش هر داننده هست آنکه با گردنده، گرداننده هست.مولوی. سر به جیب تفکر فروبرد. (گلستان). ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی. سعدی. رجوع به تفکر کردن شود.
کلمات همقافیه با «تفکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر