معنی تفقئة
5 بازدید
[ تَ قِ ءَ ] (ع مص) برکندن و شکستن چشم و آبله و مانند آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || شکافتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || چشم کور کردن. (تاج المصادر بیهقی). کور ساختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به تفقّؤ شود.
کلمات همقافیه با «تفقئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر