معنی تفزیع
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) ترسانیدن. (زوزنی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بی بیم گردانیدن. و صلهٔ آن، عن باشد. قوله تعالی: حتی اذا فزع عن قلوبهم ؛ ای کشف عنها الفزع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || اندوه وابردن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «تفزیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر