معنی تفحصکنان
7 بازدید
[ تَ فَ حْ حُ کُ ] (ق مرکب) در حال جستجو. در حال پژوهش : از خانه بیرون آمد تفحص کنان، که طبیب عشق را دکان کدام است. (سندبادنامه ص ۱۸۴).
کلمات همقافیه با «تفحصکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر