معنی تفاخرکنان
6 بازدید
[ تَ خُ کُ ] (ق مرکب) در حال نازیدن و مباهات کردن : .... به زور سرپنجهٔ شیرگیر از بیخ برکندی و تفاخرکنان گفتی. (گلستان). و رجوع به تفاخر و فخر شود. || فخرکننده. نازان : تفاخرکنان هر یکی در فنی به فرهنگ خود عالمی هر تنی.نظامی.
کلمات همقافیه با «تفاخرکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر