معنی تغلبی
5 بازدید
[ تَ لَ / لِ ی ی ] (ص نسبی) نسبت به قبیلهٔ تغلب. (منتهی الارب). منسوب به قبیلهٔ تغلب. (ناظم الاطباء). تَغلَبی جهت استیحاش از دو کسره با یای نسبت و گاهی بکسر هم آید. (منتهی الارب). منسوب است به تغلب که قبیلهٔ معروفی است. (سمعانی).[ تَ لَ ] (اِخ) ابراهیم بن حمدان. یکی از امرای دوران المقتدر عباسی در دیار ربیعه ولایت یافت ولی این امر چندان دوام نداشت چه بزودی درگذشت. (۳۰۸ هـ . ق. / ۹۲۰ م.) وی مردی شجاع و نیکوسیرت بود. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۲).[ تَ لَ ] (اِخ)حافظ ابویاسر عماربن رجاء التغلبی استرابادی که در سال ۲۶۷ هـ .ق. در گرگان درگذشت. او راست: المسند فی الحدیث. (از اسماءالمؤلفین ج ۱ ستون ۷۷۹).[ تَ لَ ] (اِخ) محمدبن الحارث. از اطرافیان فتح بن خاقان و کتاب اخلاق الملوک از اوست. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تغلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر