معنی تغذمر
6 بازدید
[ تَ غَ مُ ] (ع مص) بانگ و فریاد کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بانگ و فریاد کردن در مجلس و فی حدیث علی (ع): قاموا و لهم تغذمر و بربرة. (از اقرب الموارد). || درآمیختن کلام را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و تغذمر الغضب و سوءاللفظ و التخلیط فی الکلام و کذا البربرة. (اللسان از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تغذمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر