معنی تعویذ کردن
6 بازدید
[ تَ عْ کَ دَ ] (مص مرکب) دعای دفع بلا کردن. حرز بستن. محفوظ کردن. در پناه قرار دادن. دعای دفع بلا قرار دادن : از این دیو تعویذ کن خویشتن را سخنهای صاحب جزیرهٔ خراسان. ناصرخسرو. تعویذ کند گیتی هر نامه که آن را محمود براهیم بود بر سر عنوان.مسعودسعد. از زعفران روی من و مشک زلف دوست تعویذ کرده ام، ز من آن دیو از این گریخت. خاقانی. و رجوع به تعویذ شود.
کلمات همقافیه با «تعویذ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر