معنی تعصبگری
5 بازدید
[ تَ عَ صْ صُ گَ ] (حامص مرکب) تعصب کردن. تعصب ورزیدن : این بود آمدن و رفتن ایشان... نه آنکه خواجه مصنف بیان کرده است و سخنان رکیک بی معنی به عشق مذهب جبر و هوا و تعصب گری آورده. (کتاب النقض ص ۳۲۷). و رجوع به تعصب و تعصب کردن شود.
کلمات همقافیه با «تعصبگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر