معنی تعداد کردن
6 بازدید
[ تِ کَ دَ ] (مص مرکب) شمار کردن و شمردن. (ناظم الاطباء): ابوبکر هذلی تعداد اشراف بصره و فقها بصره و اصحاب رسول که در آنجا بودند کرد. (تاریخ قم ص ۲۹۴).
کلمات همقافیه با «تعداد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر