معنی تعجج
5 بازدید
[ تَ عَ جْ جُ ] (ع مص) پردود شدن خانه. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). از دود پر گردیدن خانه، مطاوع تعجیج است، یقال: عجج البیت فتعجج. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و رجوع به تعجیج شود.
کلمات همقافیه با «تعجج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جج» برای سرودن شعر