معنی تعجب کردن
9 بازدید
[ تَ عَ جْ جُ کَ دَ ] (مص مرکب) تعجب داشتن. تعجب نمودن. شگفت کردن و آشفته شدن. (ناظم الاطباء). شگفتی کردن. حیرت کردن. در شگفتی و حیرت شدن. حیران ماندن : تعجب کردند از عمر دراز و تأسف همچنان بر حیات دنیا. (گلستان). از آن حالت تعجب کردم که در اوقات امکان اقوات چون باری تعالی حکمی رانده باشد و برات وفات قومی روان کرده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ۳۳۱).
کلمات همقافیه با «تعجب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر