معنی تعالل
4 بازدید
[ تَ لُ ] (ع مص) پاک گردیدن زن از نفاس. || تا غایت رفتار راندن ناقه را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مکیدن کودک شیری را که در پستان مادر بود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تعالل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لل» برای سرودن شعر