معنی تعاقد
8 بازدید
[ تَ قُ ] (ع مص) تعاهد. (زوزنی) (اقرب الموارد). با یکدیگر عهد بستن. (زوزنی). با همدیگر عهد و پیمان نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). با همدیگر گره بستن و پیمان بستن. (آنندراج). || در زیر یکدیگر رفتن سگان در پی ماده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تعاقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر