معنی تعاقب
8 بازدید
[ تَ قُ ] (ع مص) پیروی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). از پس یکدیگر درآمدن. (زوزنی) (از دهار) (از آنندراج): لایتعاقب علیه اللیل و النهار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۹۸). تعاقب هر دو [ شب و روز ] بر فانی گردانیدن جان .... مصروف است. (کلیله و دمنه). || در پس گریخته دویدن. (غیاث اللغات) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «تعاقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر