معنی تعار
7 بازدید
[ تَ عارر ] (ع مص) بیدار ماندن و پهلو به پهلو گردیدن بر بستر در شب با بانگ و آواز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بیداری و عبارت اساس «برخاستن از خواب است با گفتاری». (از اقرب الموارد).[ تَ عْ عا ] (ع اِ) زخمی که خون آن منقطع نشود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ تِ ] (اِخ) کوهی است به بلاد قیس. (منتهی الارب). نام کوهی است. (ناظم الاطباء). و رجوع به عقدالفرید ج ۱ ص ۲۸۸ و معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «تعار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر