معنی تطریس
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) سیاه کردن باب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بازنوشتن بر نوشته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اعادهٔ کتابت بر مکتوب. (یادداشت مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). نوشتن کتابتی نیمه زدوده بر جای آن. (یادداشت ایضاً) (از اقرب الموارد). || مبالغت نمودن در زدودن نوشته. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تطریس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر