معنی تضرع کردن
6 بازدید
[ تَ ضَ رْ رُ کَ دَ ] (مص مرکب) نالیدن. زاری کردن. به خدای بنالیدن : در آن حالت به سه حاجت سبک مؤنت بدیشان تضرع کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ۲۰۵). تضرع کنان را به دعوت مجیب.(بوستان). گر تضرع کنی و گر فریاد دزد زر بازپس نخواهد داد.(گلستان). من و اهل بیت من سر بر زمین نهادیم و تضرع و زاری کردیم. (انیس الطالبین بخاری ص ۱۰۴).
کلمات همقافیه با «تضرع کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر