معنی تضرع

معنی تضرع

6 بازدید
[ تَ ضَ رْ رُ ] (ع مص) زاری کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (غیاث اللغات) (آنندراج). زاری نمودن به سوی خدا و عجز و خواری کردن و حاجت خواستن از وی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): خود را اندرافکن و به خواهش و تضرع و زاری پیش این کار شو. (تاریخ بیهقی). بسیار تضرع نمودند [ ماهیها ] . (کلیله و دمنه). آنگه به نوحه باز پس آیید پیش حق بهر بقای شاه تضرع برآورید.خاقانی. چیپال جز به معاودت و مراجعت رسول و تضرع و زاری چاره ای ندید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ۳۷). رسولان فرستادند و زنهار خواستند و در مصالحه تضرعی تمام پیش گرفتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۲۰۷). به وقت حاجت پیرامن آن طوف کرده و تضرع و زاری نموده و معظم آن قوم از خوف لشکر سلطان اوطان بازگذاشته بودند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۴۱۵). زان که خواهی کز بلایش واخری جان او را در تضرع آوری.مولوی. دگر بارش بتضرع و زاری بخواند. (گلستان). دست تضرع چه سود بندهٔ محتاج را وقت دعا بر خدا وقت کرم در بغل. (گلستان). || برآمدن سایه و برگردیدن. || قریب به پویه دویدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «تضرع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید