معنی تصقیر
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) افروختن آتش را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تصقیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر