معنی تصبصب
6 بازدید
[ تَ صَ بْ صُ ] (ع مص) پریشان و نیست گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): صبصبه فتصبصب؛ ای فرقه و محقه فتفرق و انمحق. (اقرب الموارد). || رفتن اکثر شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || شدت دلیری و خلاف و نزاع . (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || شدت گرمی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تصبصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر