معنی تصانیف
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ)جِ تصنیف. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). آنچه از کتابها تصنیف میشود. (از اقرب الموارد). جمع تصنیف است بمعنی کتاب. (فرهنگ نظام). آثار و نوشته ها: بنام قیصران سازم تصانیف به از ارتنگ چین تنکلوشا.خاقانی. در تصانیف حکما آورده اند که کژدم را ولادت معهود نیست. (گلستان). و رجوع به تصنیف شود. || مأخوذ از عربی، کلمات انشایی. (ناظم الاطباء). و رجوع به تصنیف شود.
کلمات همقافیه با «تصانیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر