معنی تصاریف
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تصریف. احکام و اوامر خودسرانه. (ناظم الاطباء). || تبدیلات و انقلابات و حوادث زمانه. (ناظم الاطباء). گردانیدنها و گذشتن ها و برگشتن ها. (غیاث اللغات) (آنندراج). تصاریف دهر؛ نوائب آن. حدثان آن. (یادداشت مرحوم دهخدا): بر این فن متبحر و ریان گشته و بر تصاریف احداث واقف شده و رای او به ممارست این فن متانت یافته. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ۲۰). گمان بسته که مجال حوادث ایام در آن محال محال باشد و دست تصاریف روزگار بدامن دولت او نرسد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۳). تا مگر ث... و انقیاد و طواعیت را از تصاریف زمان سایه بان سازد. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «تصاریف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر