معنی تشنیع زدن
6 بازدید
[ تَ زَ دَ ] (مص مرکب) زشت گفتن. (آنندراج): ای تو قدیم میکده، هم مستی و هم می زده تشنیع های بیهده چون می زنی ای بدگهر. مولوی (از آنندراج). چون جری کم آمدش در وقت چاشت زد بسی تشنیع او، سودی نداشت.مولوی. همچنین این ماجراها بازرفت باز زد آن مدعی تشنیع زفت.مولوی. دشنام دهد دشمن تشنیع زند دوست چندان شنوم از که و چندین به که گویم. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تشنیع زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر