معنی تشفع
6 بازدید
[ تَ شَ فْ فُ ] (ع مص) شفاعت کردن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شفاعت خواستن. (زوزنی) (از اقرب الموارد). || در جملهٔ زیر به معنی درخواست و خواهش کردن آمده است : و از من اندرخواست به وجه تشفع و تضرع و تقرب ... و نرم تر قولی التماس کرد تا سؤالاتی که اندر آن قصیده است، به نام او حل کرده شود. (جامع الحکمتین ناصرخسرو چ معین ص ۱۷).
کلمات همقافیه با «تشفع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فع» برای سرودن شعر