معنی تشخانه
5 بازدید
[ تَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آتشکده. (یادداشت مرحوم دهخدا): حصار بستد و تشخانه را بکند و بسوخت ز شهر و دشتش گلزار کرد آتشدان. مختاری (دیوان چ همایی ص ۳۵۸).
کلمات همقافیه با «تشخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر