معنی تشحیم
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) شحم خورانیدن قوم را: شحّم القوم؛ اطعمهم الشحم. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تشحیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر