معنی تسیار
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) رفتن. (تاج المصادر بیهقی). سیر. (ناظم الاطباء) (متن اللغة) (از اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به سیر شود.
کلمات همقافیه با «تسیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر