معنی تسیؤ
6 بازدید
[ تَ سَ یْ یُ ءْ ] (ع مص) دوشیدن شیر گردآمده ناقه را. (از متن اللغة). || فرو گذاشتن شتر ماده، شیر را از پستان بدون دوشیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). || مختلف شدن کارها. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مختلف شدن کارها برکسی چنانکه نداند کدام را دنبال کند: تَسَیَّأَت علی فلان الامور؛ اختلفت فلایدری ایها یتبع. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || اقرار کرن فلان پس از انکار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اقرار کردن فلان به حق کسی بعد از انکار: تسیّأت فلان بحقی؛ اقرّ به بعد انکار. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تسیؤ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یؤ» برای سرودن شعر