معنی تسکا
8 بازدید
[ تُ ] (اِ) یک قسم درخت جنگلی است در شمال ایران که رنگ برگ و پوستش تار است. (فرهنگ نظام). چوب این درخت کم دوام و غالباً جهت سوخت بکار رود و بیشتر در کنار رودخانه ها و آبگیرها و باتلاقها میروید و در پاره ای از روستاهای گیلان آنرا توسه و توسکا، نامند و رجوع به توسکا و توسه شود.[ تُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کالج در بخش مرکزی شهرستان نوشهر و دو هزارگزی جنوب المده، بر کنار شوسهٔ المده به گلندرود قرار دارد. دشتی معتدل و مرطوب است و ۱۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ کچ رود و محصول آنجا برنج است و شغل مردم آنجا زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳) و رجوع به سفرنامهٔ مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ۱۰۹ شود.[ تُ ] (اِخ) دهی است از دهستان نشتا، که در شهرستان شهسوار و ۱۸ هزارگزی جنوب خاوری شهسوار و ۳ هزارگزی شوسهٔ شهسوار به چالوس قرار دارد. دشتی معتدل و مرطوب است و ۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ کاظم رود و محصول آنجا برنج است. شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «تسکا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کا» برای سرودن شعر