معنی تسک
9 بازدید
[ تِ ] (اِ) در تداول عوام به معنی بخش و قسم و سهم خرد و کم باشد و نیز بمعنی صدقه و زکوة: باجی تسکم ده. و گمان میکنم طسق عربی که میگویند معرب از فارسی است از همین کلمه است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || اجرت. خراج کشت و زرع به هر جریبی. (یادداشت ایضاً). و رجوع به طسق شود.
کلمات همقافیه با «تسک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سک» برای سرودن شعر