معنی تسویک
3 بازدید
[ تَ سْ ] (ع مص) مسواک کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). مسواک بدندان مالیدن. (آنندراج). مالیدن دهان را با مسواک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مالیدن و از آن است تسویک دندان به مسواک. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). تَسَوُّک. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «تسویک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر