معنی تسویل

معنی تسویل

6 بازدید
[ تَ سْ ] (ع مص) بیاراستن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). آراستن کاری را. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال سولت لهُ نفسه؛ ای زینت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آراستن کاری را در نفس. (از متن اللغة). آراستن و سهل و آسان کردن کاری را در نفس. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || بیراه کردن شیطان کسی را: سول له الشیطان؛ ای اغواه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). آراستن شیطان گناهان را در نفس مردم. (غیاث اللغات) (آنندراج). گمراه کردن شیطان کسی را: سول لهُ الشیطان، اغواهُ و سهل لهُ من السَّوَل؛ ای الاسترخاء. یقال هذا من تسویلات الشّیاطین و ما تطلبهُ و تسأله. (از اقرب الموارد) (از المنجد): و بر تعجیلی که از تسویل شیطان و تخییل بهتان رفته تأسفها خورد. (سندبادنامه ص ۱۵۳). شیطان تسویل دماغ... را به سودای محال آگنده کرد. (جهانگشای جوینی). اهل الهام خدا عین الحیات اهل تسویل هو اسم الممات.مولوی. تا بدیدم روی عزرائیل را باز آوردی فن و تسویل را.مولوی. || سؤال کردن و خواستن به زبان. (غیاث اللغات) (آنندراج). || افترا و سخن آرایی. (غیاث اللغات) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «تسویل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید