معنی تسویه دادن
6 بازدید
[ تِ سْ یَ دَ ] (مص مرکب) آراستن و درست کردن و سازمان دادن : سلطان لشکر را تعبیه داد و قلب و جناحین را تسویه. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «تسویه دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر