معنی تسوم
4 بازدید
[ تَ سَ وْ وُ ] (ع مص) خویشتن را نشان کردن در جنگ. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). نشان حرب بستن بر خود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). علامت جنگ بر خود بستن تا بدان شناخته شود. (از متن اللغة). نشان گرفتن. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تسوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر