معنی تسلیمی
5 بازدید
[ تَ ] (اِخ) از سادات آن دیار (کاشان) است. به غیر از این مطلع شعری از او مسموع نشد: گویند بهاری شد و گل آمد و دی رفت ما بی تو ندانیم که کی آمد و کی رفت. (آتشکدهٔ آذر چ شهیدی ص ۲۴۸).
کلمات همقافیه با «تسلیمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر