معنی تسلیط
3 بازدید
[ تَ ] (ع مص) برگماشتن. (زوزنی) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). برگماشتن کسی را بر کسی. (آنندراج). || چیره گردانیدن کسی را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || روان کردن حکم و قدرت را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). قوت و قهر دادن کسی را بر دیگری. (از متن اللغة). قهر و قدرت کسی را بر دیگری روان کردن. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تسلیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر