معنی تسلیس
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) درنشاندن جواهر و ترکیب دادن زیور غیر شبه را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ترصیع و تألیف زیور با جواهر غیر خَرَز. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ترصیع زیور. (از متن اللغة). ترصیع زیور با جواهر. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تسلیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر