معنی تسفد
6 بازدید
[ تَ سَ فْ فُ ] (ع مص) در راه تنگ رفتن. (منتهی الارب). || تعرقب. (از اقرب الموارد) (متن اللغة) (المنجد). رجوع به تعرقب شود. || از پس سوار اشتر شدن. (از متن اللغة). استسفاد. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «تسفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر