معنی تسریق
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) منسوب کردن به دزدی. (تاج المصادر بیهقی). به دزدی منسوب کردن. (زوزنی). به دزدی منسوب کردن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از المنجد) (از اقرب الموارد). || دزدی کردن. (بمعنی سرق) (اقرب الموارد) (از المنجد): «لاتحسبن دراهماً سرَّقتها». (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تسریق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر