معنی تسخیر کردن

معنی تسخیر کردن

6 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) رام گردانیدن و بطور قهر و جبر مطیع ساختن. (از ناظم الاطباء): تو کز تفحص عنقا غبار خواهی شد چرا غزال قناعت نمی کنی تسخیر.خاقانی. || فتح کردن. (ناظم الاطباء). تصرف کردن. مسخر ساختن. گرفتن : چون آفتاب گرچه نداریم لشکری تسخیر عالم از نظر پاک کرده ایم.صائب. به این دماغ که از سایه اجتناب کنیم چه لایق است که تسخیر آفتاب کنیم. ابوطالب کلیم (از آنندراج). || در بیت زیرا مجازاً بمعنی نهفتن، محفوظ کردن چنانکه دیگران بدان دست نیابند: راز ما از پردهٔ دل عاقبت بیرون فتاد غنچه بوی خویش را تسخیر نتوانست کرد. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «تسخیر کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید