معنی تسخر کردن
7 بازدید
[ تَ خَ کَ دَ ] (مص مرکب) مسخره کردن. استهزاء کردن. (ناظم الاطباء). ریشخند کردن : بر همه یْ تسخر کنان اهل خیر بر همه یْ کافر دلان اهل دیر. مولوی. و رجوع به تَسخَر و تَسَخُّر در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «تسخر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر